خورشید من چو آینه در پیش رو گرفت

خرید بک لینک
خورشید من چو آینه در پیش رو گرفت
آتش به جان آینه از روی او گرفت
تا دم زدم به آینه از روی ماه او
شد تیره از خجالت و در خاک رو گرفت
بود آرزوی آن دهنم لب ز خنده بست
بر روی این شکسته در آرزو گرفت
دیدم میان یار و ندیدم دهان او
نتوان به هیچ دید چو در دیده مو گرفت
خوشوقت آنکه همچو گل و غنچه از نشاط
در دست جام باده و بر سر سبو گرفت
دل را خوشست کنج غمت کی رود به باغ
آواره جغد بین که به ویرانه خو گرفت
در شهر ،دل مساز (بنایی) سرای عشق
این شهر را چو سیل غم از چهار سو گرفت

 

کمال الدین بنایی


خرید شارژ ایرانسل

زندگی زیبا...

ما را در سایت زندگی زیبا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیرا بازدید: 109 تاريخ: يکشنبه 8 دی 1392 ساعت: 0:12

صفحه بندی