خوش آن زمان که خطت گردد آن عذار نبود
میان حسن تو و عشق من غبار نبود
مرا از آن گل رو بود خار خار و ترا
هنوز دامن گل مبتلای خار نبود
نبود چون تو گلی در همه کبودی چرخ
دمی که باغ رخت را بنفشه زار نبود
بشب رساند خطت روز بیقراری من
وگرنه بی تو مرا روز و شب قرار نبود
درین بهار بر آمد خط تو ،و ، کاین بار
بهار حسن تو را حسن هر بهار نبود
ز ناز حسن فرود آمدی مگر امسال؟
که این نیاز که می بینیم از تو پار نبود
(بیانی) از ستم یار کرد دل خالی
وگرنه این همه تشنیع هم بکار نبود
عبدالله بیانی
زندگی زیبا...
ما را در سایت زندگی زیبا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: سمیرا
بازدید: 56